مرتضى مطهرى
785
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
صورت است كه تاريخ اقوام مىتواند براى اقوام ديگر مايهء درس باشد . ما حالا در اين دوره به اين ترتيب كه وارد شديم يعنى اول وارد بحث جامعه شديم خيلى بهتر مىتوانيم مسائل را حل كنيم . تا مسئلهء جامعه حل نشود بحث دربارهء فلسفهء تاريخ بيهوده است . اگر جامعه شخصيت و طبيعت داشته باشد و اراده داشته باشد و شعور داشته باشد و حيات داشته باشد و سرنوشت مشترك داشته باشد آن وقت است كه تاريخ اقوام مىتواند فلسفه داشته باشد و الّا اگر جامعه يك امر اعتبارى باشد هيچ شخصيت و طبيعتى ندارد و هيچ قانون و سنتى ندارد و هيچ حياتى ندارد ، هرچه هست مجموع افراد هستند ، آن وقت فقط فرد مىتواند مايهء عبرت فرد باشد . قوم ، ديگر از خودش حكمى ندارد ، هرچه هست مال افراد است . گفتيم ببينيم نظر قرآن در اين موضوع چيست ؟ بعضى آيات را در اينجا بالخصوص ايشان ذكر نكردهاند در جاى ديگر ذكر كردهاند ولى آن آيات هم در اين موضوع هست . آيات دالّ بر حقيقى بودن تركيب جامعه 1 . آياتى كه در آنها مخاطب امت است از جمله آياتى كه مخاطب ، امتند و سرگذشت امتهاى پيشين - نه افراد پيشين - به عنوان مايهء درس آموزى براى امتهاى ديگر ذكر مىشود اين آيه است : تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ « 1 » . مسئلهء فرد مطرح نيست ، مسئلهء يك امت مطرح است . آنها قومى بودند كه گذشتند و تمام شدند و آنچه اين قوم دستاورد داشت و به دست آورد از آنِ خودش بود ، يعنى شما هم قومى هستيد . بعد مىگويد : وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ . تقدير است : تِلْكَ امَّةٌ قَدْ خَلَتْ وَ تِلْكُمْ امَّةٌ حاضِرَةٌ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ . اگر قوم ، ملت و جامعه شخصيت داشته باشد خود جامعه مخاطب است ولى اگر جامعه شخصيت نداشته باشد جامعه مخاطب نيست افراد مخاطباند و اگر احياناً يك تعبيرِ به صورت كل مىكنند جمعِ در تعبير است . پس خيلى فرق است ميان آنكه مخاطب افراد نباشند جامعه باشد يا اينكه افراد مستقلًا مخاطباند جامعه لفظ و تعبير است كه ذكر مىشود ، مقصود افراد است نه خود جامعه . در اينجا ما مىبينيم كه اساساً مخاطب جامعه است . سرنوشت جامعهء از بين رفته و گذشته ، براى جامعهء حاضر به عنوان يك درس ذكر مىشود . تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ . پس اين گونه آيات دليل بر اين است كه قرآن براى جامعه شخصيت قائل است . حال برويم سراغ آياتى كه براى اقوام و ملل سنت و قانون قائل است . قبل از ذكر اين آيات
--> ( 1 ) بقره / 134 و 141 .